این روزها در اینترنت حتی نمیتوانید پلک بزنید بدون اینکه هوش مصنوعی جلو چشمتان سبز شود! از میمهای اینستاگرامی گرفته تا رباتهایی که توییتر (X) را قبضه کردهاند؛ تبِ AI همه جا را گرفته و ظاهراً قرار نیست به این زودیها فروکش کند.
مایکروسافت تمام اعتبار و آیندهاش را روی OpenAI قمار کرده تا «کوپایلت» را به پادشاه دنیای فناوری تبدیل کند. اما بیایید صادق باشیم؛ ابزارهایی مثل کوپایلت، گوگل جمنای و گراک هنوز تا آن «انقلاب بهرهوری» که وعده داده بودند، فاصله زیادی دارند و فعلاً بیشتر اسباببازیهای گرانقیمتی هستند که مدام باید مراقبشان باشیم تا دروغ تحویلمان ندهند. اما این حقایق تلخ، جلوی جنون بازار را نگرفته است.
در این گزارش ویژه از کارینا وب، پرده از اعداد و ارقامی برمیداریم که هوش از سرتان میپراند. ماجرا دیگر فقط تکنولوژی نیست؛ ماجرا یک بحران مالی بالقوه است.
شرکتها برای راضی نگه داشتن اشتهای سیریناپذیر OpenAI، به جای پول نقد، روی «بدهی» حساب باز کردهاند. OpenAI تعهداتی به ارزش باورنکردنی ۱.۴ تریلیون دلار (بله، تریلیون!) برای تأمین قدرت محاسباتی آیندهاش ایجاد کرده است. در مقابل، درآمد سالانهاش چقدر است؟ تنها ۲۰ میلیارد دلار. بگذارید سادهتر بگوییم: درآمد فعلی این شرکت حتی ۱.۵ درصد از تعهداتش را هم پوشش نمیدهد! این یک شکاف مالی نیست؛ یک دره عمیق و ترسناک است.
بانک HSBC هشدار میدهد که حتی اگر OpenAI تا سال ۲۰۳۰ به درآمد ۲۰۰ میلیارد دلاری برسد، باز هم برای اینکه ورشکست نشود به ۲۰۷ میلیارد دلار پول نقد دیگر نیاز دارد. مدلهای جدید مثل Sora 2 و GPT-5 مثل هیولا پول میبلعند تا فقط روشن بمانند.
استراتژی آنها شبیه به اسپاتیفای است: «اول بازار را با ضرر دادن قبضه کن، بعداً پول در بیاور.» اسپاتیفای یک دهه ضرر داد تا صنعت موسیقی را تغییر دهد. اما OpenAI دارد این بازی را در مقیاسی انجام میدهد که اگر شکست بخورد، مثل اسپاتیفای بیسر و صدا نخواهد بود؛ بلکه میتواند اقتصاد جهانی را مثل حباب داتکام یا بحران مالی ۲۰۰۸ به لرزه درآورد.
نکتهای که در تحلیلهای کارینا وب باید روی آن تأکید کنیم، شکنندگی این قصر شیشهای است. فایننشال تایمز فاش کرده که شرکای OpenAI (مثل اوراکل و سافتبانک) خودشان زیر بار ۹۶ میلیارد دلار وام رفتهاند تا سرورهای مورد نیاز این شرکت را تأمین کنند.
این یک چرخه بدهی روی بدهی است. مایکروسافت و دیگران در حال شرطبندی روی آیندهای هستند که هزینههایش سر به فلک کشیده است. اگر اقتصادِ مدلهای زبانی (LLM) جواب ندهد، این حباب با صدای مهیبی خواهد ترکید.



